امیرعلی

یک روز با امیرعلی
نویسنده : باران - ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٠
 

  سلام سلام

 

خاله جونیها من خودم می خوام بگم که از صبح که پا می شم چه کار می کنم

خوب صبح که از خواب پا میشم از اتاق خواب شروع می کنم به بازرسی تا خدای نا کرده مامان جونم احتمالا چیزی شئی رو داخل کمدها جابجا نکرده باشه و تست شان می کنم  در طعم و مزه های مختلف می چشم تا مبادا طعمشان هم عوض شده باشد

 تو این عکسی که مشاهده می کنید صبح کله سحر و من دارم طعم ساعت رو تست می کنم آخه ممکنه مامانم خوب تمیزش نکرده باشه من انقدر ماهر شدم که خدا می دونه با یه زبون زدن می فهمم که خوب تمیز شده یا نه!!!!!!!

  

Create Avatar. Corners 1



خوب بعد از اتاق خواب نوبت به بازرسی از آشپزخونست که رکن اصلی خونست ابتدا جابجایی تمامی صندلیها با صدای شدید که خدا نکرده همسایه طبقه پایینی خواب نمونه دیرش بشه و دیر برسه سر کار من هی فکر اینام ولی اینا به فکر من نیستن

اینم بگم که من عاشق این دبو یعنی همون دمپایی مامانیم صبحی که از خواب پا میشم باهام تاشب که می خوابم

Create Avatar. Corners 1

 

 

و بعد می رم سراغ کابینت محبوبم که تمام بشقاب و پیش دستی و..... اون توست لازم به توضیح که مامانی دستگیره تمام اون یکی کابینتها رو با یه روبان سفید به هم گره زده که فک کرده من نمی تونم باز کنم من الان به این مهارتم رسیدم  که پاپیونی رو که مامانم با روبان می زنه به دستگیره کابینتا به راحتی یه آب خوردن باز می کنم منتها چون این کابینت مظلوم واقع شده و یه دستگیره بیشتر نداره و مامانم هر ترفندی رو که به کار برد اعم از قفل کودک و چسب و گذاشتن صندلی و ....... حریف من نشد در مورد این یه کابینت

بابا جون بذارید من بازی کنم تا ذهنم خلاق بشه آی کیوم بزنه بالا جز فرار مغزها به حساب بیام نگید نگفتی ها

Create Avatar. Corners 1

 

خلاصه در طول روز کارهای خوبی می کنم می رم سراغ کشو نوارهای محبوب بابایی همشون رو می کشم بیرون دونه به دونه امتحانشون می کنم که آیا این نوارها اورجینال است ؟آیا این نوارها از خواننده مجاز است؟آیا این نوارها رو بابا در چه مواقعی گوش می کند؟ آیا این نوارهایی را که گوش می کند او رو دپرس نکند ؟ آیا این نوارها بابا رو به گذشته ها می برد  و مامان رو به فکر فرو می برد که چرا بابایی این مدلی شد؟

خلاصه هزاران آیا دیگر در ذهن من نقش می بنددد

  

 

Create Avatar. Corners 1



و اما در این میان در طول روز چند باری ببیی می گه بب دنبده داری نه نه  پس چرا می گی بع بع رو می خونم واسه مامانی

هاپو چی می گه هاپ هاپ

پیشی چی میگی در  حد م با فتحه

یه مقداری هم چاشنیش رو کلاغ پرو بو پر یعنی قو  پر  آب و فوف و جیز و خطر و هیسسسسسسس به معنی سکوت و نانای می زنم که مامانیم دلش غش می ره برام و دیگه یادش میره که من از صبح چه کارا که نکردم




فصل دوم

یکی بودی یکی نبود

من قبل تاریخ ٢٢ مهر ماه ٨٨ دوتا دندون موشی خوشکل تو فک بالاییم داشتم که وقتی مامانم می گفت موش بشو امیرعلی موش می شدم این مدلکی

 

Create Avatar. Corners 1

 

اما در تاریخ ٢٢ مهر ساعت یک ربع به ٣ وقتی که بابا جونم از سر کار میاد من تو آبکش محبوبم که تو عکس هم مشخصه نشستم و وقتی که ازش خواستم بیام بیرون یهوو زیر دستم خالی شد و با صورت و بیشتر با دهن خوردم زمین و یهووووووووووو دندون خوشکلم پرید بیرون مامانی کلی گریه و شیون کرد و از ترس تمام وجودش می لرزید اون صحنه افتادن دندون رو سطح زمین همیشه تو ذهن مامانی و همیشه باهاش ناراحت می شه و دلش می لرزه

بابایی فوری اومد بغلت کرد ولی تمام کتش شد خون خونی که از لثه و لب من میومدش ما فوری زنگ زدیم به بابا جونی که بیاد آخه ماشینمون تو تعمیرگاه بودش مامانم تمام راه رو گریه کرد و اول رفتیم بیمارستان عرفان اونجا یه آقای دکتر به مامانم گفت که می تونیم دندونش رو بزاریم سر جاش مامانیم خیلی خوشحال شد ولی دکتر تو اتاق امتحان کرد گفت چون لثم خونریزی داره نمیشه باید متخصص فک و دهان این کار رو بکنه و به متخصص زنگ زدن و آقای دکتر تا فهمید که شما فقط ١۵ ماهت اصلا حاضر نشد که بیاد تو بخش اورژانس

گفت بریم کلینک دندانپزشکی با توجه به اینکه این روز روز شهادت امام صادق بودی و تعطیل عمومی متاسفانه هیچ دکتری در شهر تهران موجود

دوم دندانپزشک بهسان شبانه روزی گفت دکتر داندانپزشک اطفال نداریم دکتر معمولی هم که گفت من دست نمی زنم سوم دندانپزشکی مهدیس شبانه روزی دکتر گفت تو شیر ریختن چه کاری شیر رو ریخت دور و دندون رو گذاشت تو سرم گفت کار من نیست ببرید بیمارستان سجاد که همیشه کشیک اطفال هم جراح هم دندانپزشک هم متخصص فک داره چهار بیمارستان سجاد منشی بخش خانم دکترای ما همگی مرخصین  ببرید بیمارستان میلاد همیشه رزیدنت فک و دندانپزشک هست پنجم بیمارستان میلاد غلقله شلوغ جراح عمومی جای جراح فک بود خیلی جالب معاینه کرد و گفت چیز مهمی نیست دندونش شیری و جایگزین می شه نمیشه براش اسپیلت یه همچین چیزی گذاشت ارزش نداره چون هم کوچیکه و هم از 3 سالگی باید برش داریم تازه باید بیهوشی داشته باشه ششم درمانگاه شبانه روزی صادقیه یه خانم دکتر مثل فرشته ها اومد و کلی با بازی معاینش کرد که فهمیدم متخصص کودکان و جراح دندانپزشک و گفت که خوشبختانه لثش جمع شده و خونریزی نداره نیازی به بخیه لب و لثه هم نیست دندونش هم متاسفانه زود از دست داد ولی ایرادی نداره می تونه تا 3 سالگی همین مدلی باشه 3 سالگی براش فضا می زاریم تا 7 سالگی اگر هم نذاشتی بازم مهم نیست

پسر گلم به من و بابایی خیلی سخت گذشت ولی خدا روشکر که فقط دندونت بود مامانی الانم بامزه تر و خوردنی تر شدی

این عکس دقیقا ١ دقیقه قبل این اتفاق بود

 

Create Avatar. Corners 1 

و این عکس امیرعلی با یک دونه دندون موشی

 

Create Avatar. Corners 1

 

 راستی خاله جونیها اینم اضافه کنم که من خیلی وقت راه میرم انقدر موارد سرگرم کننده واسه مامانم جور کردم که یادش رفت این یکی رو بنویسه

مامان و بابا کلی خوشحالن که من راه می رم چون میزان سیر در کابینتها افزایش پیدا کرده به صورت عمودی و مراتب رسیدن دستم به کابینت و صندلی غذا و میز ناهار خوری و دیگر موارد مشابه افزایش یافته

اینم دندون من که مامانی برام نگهش داشته

Create Avatar. Heart 2


 
comment نظرات ()